در آیینه به خودت نگاه می کنی، وسواس عجیبی به جانت افتاده احساس میکنی مدتی است زشت شده ای و از قیافه ت همانند سابق راضی نیستی!از این ابروهای جنگلی حالت به هم میخورد که  هی میگزاری جنگلی شود تا شاید مدل دلخواهت شود و میروی آرایشگاه و آرایشگر محترم بدون اطلاع  از تمام امیدها و آرزوهای تو بدون معطلی ریدمان( فعل از مصدر ریدن) می کند به هرچی آرزو بود داشتی و تو مجبور میشوی یک ماه دیگر نیز دندان روی جگر بگزاری تا دوباره جنگلی شوی و آماده برای ریدمانی دیگر... نمیدانم شما نیز اینگونه اید که هرازگاهی خودتان را زشت می بینید و هرازگاهی زیبا؟!  من مدتی خودم را در آیینه زیبا می بینم و کلی اعتماد به نفس کاذب پیدا می کنم و مدتی دیگر مخ همه را تلیط (تلیت؟!)کرده که این چه قیافه ایست و من می خواهم بینی ام را عمل کرده و این فرم بینی را دوست ندارم . مامان جانمان دست به دامنمان شده که دختر جان تو وسواس شده ای و بینی ات مشکل ندارد و می خواهی بروی گند بزنی به قیافه ت  و بینی ات مثل دختر خانوم فلانی مثل خوک بشود و بیایی بشینی ور دل من  هی حسرت بخوری که بینی خودم  چه مشکلی داشت که به این حال و روز افتادم یا گیر سه پیچ میدهم که میخواهم چشمهایم را لیزیک کنم  و از اینکه دنیا را همیشه از پشت شیشه ی عینک ببینم خسته شده ام  و هرچی توی گوشت می خوانند که شماره ی چشم تو هنوز ثابت نشده و میروی لیزیک هم میکنی 4 روز دیگر همین آشو همین کاسه کمی صبر کن تا شماره چشمت ثابت شود، تو که سالهاست لنز میگزاری.عینکت کجا بود عینک عینک میکنی؟اما تو به خرجت نمیرود و خانواده به ناچار شروع به جستجو دنبال پزشک و کلینیک چشم که به تو وقت بدهند و آماده کردن اسباب سفر ولی تو یهو به سرت میزند و میگویی خر ما از کره گی دم نداشت، من که اینهمه سال صبر کرده ام ، یک سال دیگر هم رویش ولی اگر سال دیگر بگویند اگر لیزیک کنی 1 % شانس زنده ماندن داری اینکار را انجام خواهم داد! میروی جلوی آیینه و دوباره تمام خفایا و زوایای صورتت را جستجو می کنی و می آیی میگویی مادر جان صورت من جوش زده و فوری فوتی من نیاز به دکتر پوست دارم و میروی دکتر هم نامردی نمی کند و بدون هیچگونه وجدان کاری برای 4 عدد جوش مقداری راکوتان مینویسد و هرجا میروی میگویی به تو می خندند که تو دیوانه ای و برای 4 عدد جوش که ملت نمی آیند پدر کبد و کل اعضای بدنشان را با راکوتان در آورند و دکتر قصد مزاح با تو را احتمالاَ داشته، قید راکوتان ها را هم میزنی، میگویی مادر جان چطور است بروم موهای زائد صورتم را لیزر کنم؟هرچه میگویند بابا تو که ریش نداری و آنهایی که موهای ضخیم دارند(ریش خودمون) و مشکلات هورمونی دارند اینکار را میکنند به خرجت نمی رود و میروی از دوستانت پرس و جو به عمل می آوری میبینی کسانی که اقدام به اینکار کرده اند هیچ سودی نبرده اند و موها همچنان به قوت سابق روی صورتشان باقی است و فقط مقداری پول به جوی آب ریخته اند قید لیزر را هم میزنی  و میروی  مینشینی مقداری فکر میکنی میبینی اینهمه زور زدی هیچ غلطی هم نکردی ...

پ ن : یه بابایی مطلب مارو خوند وحشت کرد گفت هرکی مطلبتو می خونه چی تصورت می کنه؟ ( اسمیگل تو ارباب حلقه ها، سمندون، از این موجودات مخوفی که یه طرف صورتشون سوخته و ...) خوانندگان گرامی مطلب ما یه کم طنز قاطی داشت .زیاد جدیش نگیرین